ميرزا محمد حيدر دوغلات
523
تاريخ رشيدى ( فارسي )
چند جا كه كسى فرستاد يكى شكوت بود و از فحواى تاريخ معلوم مىشود كه آن ولايت عظيمى بوده باشد و در آن زمان پادشاه آن شيدرقو نام داشته و در اكثر جا تصريح كرده كه لشكر او هشتصد هزار بود . اما اين زمان معلوم نيست كه چه جاى است ؟ حاليا از اين جهت از آن حدود كه در كتب مثبت است هيچ چيز معلوم نمىتوان كرد . 626 و همچنين شهرها كه در مغولستان بوده است نام ايشان در كتب معتبر هست و تعريف آن شهرها بسيار كردهاند . از جمله بلاساقون چنان كه در صور اقاليم « 1 » ، از شهرهاى خطاى همين شهر خان بالغ را نام نوشتهاند و در مغولستان و قراختاى همين بلاساقون را نوشتهاند شهر ديگر را نام نبردهاند . در كتب معتبره و تواريخ بلاساقون را از بناهاى افراسياب نوشتهاند . 627 و به عظمت هرچه بيشتر تعريف كردهاند . در مجمع التواريخ فى الجمله آورده كه بلاساقون تا زمان قراختاى در تصرف اولاد افراسياب بود . گورخان قراختاى بلاساقون را از دست ايلك خان كه از نسل افراسياب بود گرفت و پاىتخت خود ساخت . مدت نود و پنج سال بلاساقون پاىتخت قراختاى بود كه از جيحون اين طرف خراج تمام ممالك شرقيه بدانجا تحويل مىيافت . مغول بلاساقون را قرباليغ مىگويند و صاحب صراح اللغة در ملحقات صراح مىگويد كه پدرم از حفاظ بلاساقون است . در ملحقات ، افاضل هر شهرى را نام مىبرد . در سمرقند از ده كس كمتر عد مىكند اما در بلاساقون اكابر و افاضل را چندان نام مىبرد و از بعضى روايات نقل مىكند كه در اين است كه طبع از قبول آن امتناع نمايد كه در يك شهر و در يك زمان اين همه افاضل بوده باشد و اين زمان هيچ جا از بلاساقون نام و نشان معلوم نيست ( 246 پ ) و قرباليغ نام موضعى شنوده نشده است و يكى از شهرهايى كه در كتب مسطور است ، طراز است و نوشتهاند كه مغول طراز را يانگى مىگويد و اين يانگى در مغولستان معين است و مردم يانگى در ماوراء النهر بسيارند . همه آن مردم [ را ] « 2 » ينگىليغ مىگويند اما در آن مغازه كه آن را يانگى مىگويند آثار چند شهر باقى است كه در آنجا گنبد و مناره و از خوانق و مدارس آثار و علامت مانده است اما اين معلوم نيست كه از آن شهرهاى كهنه كدام
--> ( 1 ) . نب : اقليم . ( 2 ) . نب : - را .